محمد تقي جعفري

555

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

ريخته شود ، در آب آن جوى محو مىگردد و عين آن جوى مىگردد و عين آن جوى مىشود . در اين حال است كه اوصاف محدود آب كوزه فانى مىگردد و ذاتش در آب جوى پايدار مىماند ديگر پس از آن براى آن آب نه كم و كاست وجود دارد و نه رنگ و طعم و بوى كثيف من بعد از آن كه از صدر جهان گريخته‌ام ، بر گشته و بار ديگر از نخل وجودش در آويختم . عاشق جان باخته مانند گوى غلطان سجده كنان به جانب صدر جهان و با ديدگان اشكبار روان گشت .